روش های تربیت و آموزش فرزندان

امیل در این فصل به این موضوع میپردازد که این دوره، زمان انتخاب کار و حرفه برای کودک است و این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که اگر در این انتخاب اشتباه کنیم، نتیجهی آن به نفع کودک نیست چرا که او را در مسیر مشکلات سختتری قرار خواهیم داد و در ادامه نیز به این موضوع اشاره دارد امیل را طوری تربیت کرده است که بهتر از خود روسو میتواند راه کار و حرفهی خود را بیابد. خیلی کم او را رهبری کنید به طوری که معلوم نشود، اگر اشتباه کرد اشتباه او را اصلاح نکنید و منتظر بمانید تا خودش اشتباهش را اصلاح کند و یا اینکه در زمان مناسب کاری بکنید که به وسیلهی آن اشتباهش را اصلاح کند. گذشته از اینکه این رفتار، عزت نفس و جرات و جسارت را جریحهدار میکند در روح آزاد فرد نیز بیتاثیر نخواهد بود. در این احوال، معرفت سلیم نفس وی را برای شناخت همنوعان مهیا ساخته و نفسدوستی به نوعدوستی بدل شده است. در این فصل دربارهی علم معرفت اجسام نیز بحث میشود که امیل این دانش را ندارد و روسو سعی میکند تا با آزمایش این علم را به او بیاموزد.

پس از این مورد و تا رسیدن به معرفی امیل، روسو به بررسی عقاید کهنه و اشتباه اقشار مختلف جامعه میپردازد و به این نکته اشاره دارد که زندگی ما انسانها همواره در اسارت است، از زمانی که دست و پای ما را پس از تولد میبندند و قنداق میکنند، همچنین در بحث عقاید کهنه به خودداری مادر از شیر دادن به فرزند خود و سپردن نوزاد به دایه سخن به میان میآورد. روسو بیان میکند که دایهی حقیقی کودک، مادر است و در همان ابتدای این بخش خطاب به مادر با جملاتی میگوید: این نهال کوچک را از تصادم عقاید این و آن صیانت کن، این گیاه را قبل از اینکه خشک شود، پرستاری و سیراب کن و … در این دوره پدر و مادر نباید به دنبال تحمیل کردن عقاید خود به فرزندانشان باشند، چرا که در بسیاری از موارد نتیجهی عکس میدهد. از این سه نوع آموزش آنچه از طبیعت به ما میرسد در اختیار ما نیست، آنچه از اشیا به ما میرسد تا حدودی به ما ارتباط دارد اما آنچه را که انسان به ما تعلیم میدهد تنها وسیلهی آموزش است که در اختیار ما قرار دارد.

روسو در امیل و در همین رابطه مینویسد: «من این کتاب را بدین جهت نمینویسم که بر گناهان خود سرپوش بگذارم اما میل دارم که دیگران مرتکب خطای من نشوند.» در حقیقت کتاب امیل، هم برای تقویت عشق و علاقه نسبت به فرزندان بسیار مفید است و هم به ما یاد میدهد که چگونه باید کودکان را دوست داشت و هدایت کرد. هر پدر و مادری مسئولیتپذیری که به سرنوشت فرزندش علاقهمند است میتواند با گوش دادن به این کتاب مطالب زیادی را بیاموزد که در کمک به تربیت فرزندش تأثیر بسیاری خواهد داشت. همچنین فرموده است: نفس خود را بهکردار پسندیده و کریمانه عادت ده، و پرداخت واجبات مالی خویش را بر نفس تحمیل کن، به شرافت و بزرگیخواهی رسید و خانه آخرت خود را آباد خواهی نمود و گویندگان نیک بسیار خواهی داشت. همچنین او به این نکته اشاره دارد که من نمیخواهم تربیت فرزند بیماری را بر عهده بگیرم که میخواهد همیشه برای حفظ و موجودیت خود تلاش کند و بدن بیمار او هر نوع تربیت روحی و معنوی را فاسد سازد. روسو به این نکته اشاره دارد که در این دوره فرد را طوری تربیت کنید که خودش هر چیزی را درک کند و عادت کند که بدون کمک دیگری موضوعات را بفهمد.

روسو در کتاب خود به این نکته اشاره دارد که هر کدام از ما سه نوع استاد و آموزش در زندگی داریم و کسی که بتواند ارتباط خوبی با این سه شیوهی آموزش برقرار کند، میتواند خوشبخت باشد. در عمل یک چهارم از وظایف خود را انجام داده و در مقابل این وظیفه، سه چیز دیگر را مدیون است و بر دوش دارد و آن اینکه باید مردانی هم نوع خود تربیت کند، مردان اجتماعی برای حضور در اجتماع به وجود بیاورد و مردانی وطن پرست به دولت تحویل دهد. در ادامه بعد از اینکه روسو با شرح شیوهی تربیت زنان و هدف از تربیت آنان، زن ایدهآل را برای امیل خلق کرد، آنها با اینکه در جستوجوی یکدیگر بودند اما به صورت اتفاقی یکدیگر را ملاقات میکنند. با فرزندانمان صحبت بکنیم؛ مثلا درباره مهربانی کردن، درباره اینکه وقتی جایی رفتیم، به دیگران باید ادب کرد، سلام کرد. دوم اینکه امکانات و شرایط انجامش را فراهم کنند. ژان ژآک روسو در فصل دوم کتاب امیل به دورهای میپردازد که به آن دورهی طبیعت میگوید و از سن ۲ تا ۱۲ سالگی را شامل میشود. ژان ژآک روسو دربارهی این دوره میگوید، اینجا دورهی دوم تولد انسان است و در این دوره حقیقت انسان برای زندگی متولد میشود و هیچ موجودی برای او ناشناس نیست.

دیدگاهتان را بنویسید