تربیت فرزند از نوزادی ؛ اصول صحیح تربیت کودک

بدینسان، میتوان گفت: چتر مفهومی واژه «تربیت»، تنها دوران کودکی و نهایت نوجوانی انسان را میگیرد به خلاف «تزکیه» که مفهوم آن بر گستره تمامی مراحل و شئون زندگی فرد سایه میافکند. قرآن، گذشته از جنبه هدایتیاش، یک منبع مهم دانشی در باب اصول و روشهای تربیتی است برای سنین مختلف، از کودک گرفته تا سالخورده و برای تمامی مراحل زندگی، از پیش از تولد تا هنگامه مرگ. حق طبیعی هر تربیتپذیری است که تحت هدایت و ارشاد یک مربی آگاه و دلسوز، نخست از نقایص وجودی خود برهد و وانگهی به کمالات لایق خود برسد. امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود تربیت نیکو و کمک برای ایجاد رفتار صحیح در فرزندان را از وظایف والدین برشمرده و فرموده است: «و اما حق فرزندت آن است که بدانی او از توست و خیر و شر او در همین دنیا به تو نسبت داده میشود و تو نسبت به تربیت شایسته او و راهنماییاش بهسمت و سوی خدا و کمک به خداپرستیاش، مسئولی و در این مورد، پاداش یا کیفر داده خواهی شد. اگرچه غریزه جنسی در کودک، ضعیف است اما حریم باز و اتاق خواب بدون قانون والدین، زمینه بیداری زودهنگام این قوه حیوانی را در کودک نابالغ و نوجوان در آستانه بلوغ فراهم میسازد.

اما اگر پدر طفل فوت کند حضانت کودک را به مادر میدهند. در این آیات لقمان به فرزندش فرموده است: «اى پسرک من! هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالىکه وى او را اندرز میداد گفت اى پسرک من! به خدا شرک میاور که بهراستى شرک ستمى بزرگ است». وظیفه دیگر والدین ایجاد عشق و محبت به رسول خدا(ص) و اهلبیت(ع) در فرزندان است که در روایات توجه خاصی به آن شده است. کودک از زمان کودکی باید با سیره و روش رسول حق و امامان معصوم(ع) آشنا شود، محبت آنها را در دل بپروراند و در کنار شناخت آنان و عشق به آن بزرگواران رشد کند و آنان را الگو و سرمشق خود قرار دهد، که بهترین خیر برای انسان عشق به رسول خدا(ص) و امامان(ع) و اقتداری به آن اولیاء الهی است. یکی از امتیازات و ویژگی های قرآن مجید این است که خود یک کتاب تربیتی است و همه آیات آن به طور مستقیم و غیر مستقیم در مقام تربیت انسان در رده های مختلف سنی، از خردسال تا کهن سال است.

همچنین، در آیه هفت سوره شعرا در این رابطه فرموده است: «أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ؛ مگر در زمین ننگریستهاند که چهقدر در آن از هرگونه جفتهاى زیبا رویانیدهایم» نکته قابل توجه در این آیات این است که غذای انسان باید دو مشخصه حلال و طیب بودن را دارا باشد. در مصاحبت با اولیای دانشآموزان نیز هر یک از معلمان عزیز، مدیران و معاونان مربیان پرورشی و مشاوران دستاندرکار مدارس باید از دری وارد صحبت شوند که به ضرر شخصیتی و استعدادی دانشآموز تمام نشود. از نظر اخلاقی نیز کودکان در حقیقت همانند مهمان هایی هستند که به دعوت پدر و مادر بر سر این سفره که همان خانواده است حاضر شده اند. کودکان پرورش یافته در این سبک تربیتی، اغلب اعتماد به نفس اندکی دارند و در برخورد با اجتماع نمیتوانند با قاطعیت رفتار کنند و یا تصمیم بگیرند. هیچ چیز کاملاً شبیه کار مراقبتی دکتر کارپ درباره جیغ کشیدن کودکان شگفت انگیز نیست. هر این سه هم محدود است و هم خطاپذیر، لذا اطمینان آور نبوده و نیست. اینطور نیست که ما فقط نسبت به خودمان وظیفه داشته باشیم. بر مبنای این آیه، پدر ومادر مومن نمیتواند و نباید نسبت به تعلیم معارف دین به فرزندان، کوتاهی بورزند.

و پدر که نسبت به حس حسادت ایشان به یوسف (ع)، واقف بود، مخالف میکرد. ماجرای به آب افکندن حضرت موسی (ع)، توسط مادرش صفورا، از نقطهنظر تربیتی، دربردارنده پیامهای متعدی است از جمله: تقویت حس مسئولیتپذیری فرزند، ایجاد روحیه اعتماد به نفس در فرزند، مهرورزی نسبت به برادر، شجاعت، هوشمندی و درایت در انجام مسئولیت. از دیدگاه برخی از صاحبنظران، «تزکیه و تربیت, مغایر یکدیگرند, چرا که تربیت, مخصوص دوران کودکی است و تزکیه به دوران خاصی اختصاص ندارد. پسر و دختر خردسالش به محض ورود پدر به استقبالش می آیند و او که از صبح تا شب را به کوشش و تلاش برای کسب روزی حلال سپری کرده با لبخندی مهربانانه و بوسه هایی عاشقانه بچه هایش را در آغوش می کشد و در آن لحظه که نعمت پر برکت گرمی و صفا و صمیمیت فضای منزل را احساس می کند گویی به یکباره خستگی یک روز کار و تلاش روزانه از جان و تنش خارج می شود و به دلیل چنین نعمت ارزشمند و گرانبهایی خداوند مهربان را سپاسگذار است. دو کودک دقیقاً در یک جدول زمانی رشد نمی کنند، دوره های زمانی حساسی وجود دارد که در آن به نقاط عطف رشدی اصلی می رسیم. داستان حضرت یوسف (ع)، به تنهایی حاوی پیامها و رهنمودهای نکته آموز تربیتی است.

دیدگاهتان را بنویسید